Jan 28, 2014

طرحی نو برای براندازی رژیم

برخی دوستان هنوز این پست سرد نشده بود اتهام هایی رو به بنده و این طرح وارد کرده اند. 

می گویند مهره رژیم است.

می گویند می خواهد جنبش ها را ضعیف کند و... 

اتفاقا مشکل اصلی ما همین است که تا کسی را مخالف می بینیم اتهام "مزدور رژیم " اولین گزینه ماست. 

چرا به پیشنهاد ارائه شده فکر نمی کنند. 

چرا هوچیگری و شارلاتان بازی همیشه بر تفکر پیروز میشه. 

دوستان الان وقت این اختلاف ها و سر و صدا ها نیست. 

وقت اتحاد و همبستگی است و این تنها با کنار گذاشتن برخی آرمان ها و اکتفا نمودن به حد اقل ها به دست می آید. 

بیایید طرحی نو در اندازیم

من می گویم رضا شاه خدماتی به ایران کرده و محمد رضا شاه هم همچنین اما این دلیل نمی شود که در شرایط فعلی گزینه پادشاهی آقای رضا پهلوی مورد قبول همه مردم ایران باشد.

می گویم کوموله و دموکرات و پژآک هر هدفی (غیر تجزیه ایران) دارند باشد برای بعد از آزادی ایران اکنون روی رفتن رژیم با ما متحد شوند. وقتی از زندانیان کرد سخن می گویند از دیگر زندانیان سیاسی در شهر های مختلف هم بگویند.

مجاهد خلقی روی بر اندازی فعالیت کند و صبح و شام از مسعود و مریم سخن نگوید.

جنبش سبزی برانداز ، رفع حصر موسوی و کروبی را که می گوید، آزادی دیگر زندانیان سیاسی را هم توجه کند.  

مردم آینده ایران درباره نوع حکومت و شخص حاکم بر آنها تصمیم می گیرند اکنون فقط باید از آزادی سخن گفت و نه نوع حکومت یعنی ما حق نداریم از نوع حکومت آینده بگوییم چون معلوم نیست این مبارزه چقدر طول خواهد کشید و آیندگان که ما هم شاید بین شان باشیم درباره نوع حکومت شان خود تصمیم می گیرند. 

مشترکات مان را توجه کنیم و بصورت موقت آرمان های مان را درون سازمانی و درون حزبی تبلیغ کنیم. 

این تنها راه نجات ایران است

Apr 30, 2013

بخاطر ایران من را زیر پا بگذاریم و ما شویم

سالهاست مشکل اصلی اپوزیسیون و بخصوص فعالان سیاسی و  ایرانیان خارج کشور ، عدم اتحاد بر روی یک اصل و یک هدف واحد است.

در حالی که همه افراد و مبارزان راه آزادی تنها آرزویشان و بزرگترین هدف مشترکشان تغییر رژیم است اما برخی با افراط کاری های خود باعث شده اند تا هیچ وقت حول این هدف مقدس جمع نشوند.



برخی طرفداران نظام شاهنشاهی آنقدر با شدت مخالفان خود را می رانند که بقیه به آنها شاه الهی می گویند و برخی جنبش سبز الهی ها آنقدر از آخوند ها و رژیم حمایت می کنند که به آنها سبز الهی می گویند .

برخی گرایشات چپ آنقدر غیر واقعی فکر می کنند و در تخیلات و افکار کمونیستی سسیر می کنند که گویا اصلا تا کنون ایران را ندیده اند و مردمش را نمی شناسند.

برخی مجاهدین خلق آنقدر در مسعود و مریم ذوب شده اند که بقیه را مزدور رژیم میدانند و تنها راه نجات ایران را از طریق رهبری مسعود و رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران ! مریم رجوی می شمارند.

تا کی افراط و تفریط ؟ تا کی خودپسندی ؟

تا کی من . من . من  کردن ؟

کی ما می شویم؟

برخی پرچمشان را فقط شیر و خورشید می دانند  هر کس هم مخالف رژیم باشد اما پرچمی غیر شیر و خورشید را علم کند مزدور رژیم است.

و با این کار می خواهند آینده ایران را بنویسند و بدوزند و معلوم کنند چرا که اولین چیزی که از شیر و خورشید به ذهن می رسد "نظام شاهنشاهی " است.

اول تهدید می کنند که همه  تظاهر کنندگان باید پرچم بیاورند و بعد می گویند فقط پرچم شیر و خورشید پذیرفته است و بقیه منصوب به رژیم است و در آخر نتیجه می گیرند که همه افرادی که آمده بودند هواداران نظام شاهنشاهی اند پس رضا پهلوی را رهبر می دانند پس بقیه بنشینند کنار و...

آنچه مسلم است هر نظامی در آینده ایران سر کار باشد برای پرچم خود فکری خواهد داشت . ولی معلوم نیست که به شیر و خورشید رضایت دهد پس ما هم از الان باید روی مشترکات جمع شویم و هرچه که باعث کم شدن مخالفان رژیم و تظاهر کنندگان می شود را کنار بگذاریم.

 

مثلا پرچم سه رنگ را نقطه مشترک قرار دهیم با اسم ایران و بعد از برقراری حکومت و آزادی ایران نسبت به شیر و خورشید یا داسو چکش ویا .. تصمیم می گیریم.

پس نتیجه :

همدیگر را متهم نکنیم و همه را در طیف مخالفان رژیم بپذیریم مگر نفوذی هایی که شهره شهرند.

بر روی مشترکات همه گرو هها و احزاب جمع شویم مثلا پرچم سه رنگ ایران.

از نشر و تبلیغ نماد های خاص یک حزب و گرایش در بین تجمع سراسری پرهیز کنیم